قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2607

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر شمّه‌اى از احوال سلطان محمّد بن ملكشاه « 1 » و ابتداى ظهور دولت او محمّد بن ملكشاه و سنجر هردو برادر حقّى يكديگرند و بركيارق از مادر ديگر بود « 2 » و در وقت سلطان ملكشاه ، محمّد همراه بود امّا چون به واسطهء تسلّط و تغلّب تركان خاتون كار او پيش نمىرفت ، بالضّروره به اتّفاق تركان خاتون از بغداد به اصفهان آمد و در حين محاصرهء سلطان بركيارق از اصفهان گريخته پيش والد خود ، كه در اردوى سلطان بركيارق مىبود ، رفت و سلطان بركيارق با او اگرچه در ظاهر در مقام عنايت مىبود امّا باطنا در گرفتن و ميل كشيدن او جدّ تمام داشت و بندگان سلطان محمّد چون بر ارادهء سلطان بركيارق اطلاع يافت پيش از آنكه او دستبردى نمايد به اتّفاق جمعى ، از اردوى او گريخته به طرف گنجه و بردع رفت و آن ولايت را به حوزهء تصرّف خود درآورد و در مقام جمع سپاه شد و سلطان بركيارق به واسطهء مهمّات خراسان و عمّش تاج الدّوله تتش از وى فراموش كرد . تا آنكه در اين سال ، مؤيّد الملك ( بن نظام ) « 3 » الملك از خوف سلطان بركيارق روى به اردوى سلطان محمّد بن ملكشاه نهاد و سلطان مقدم مؤيّد الملك را به اعزاز و احترام تلقّى نموده او را به منصب وزارت سرافراز گردانيد و مؤيّد الملك او را بر مخالفت برادر و طلب ملك پدر تحريض نموده قرار به آن داد كه سلطان محمّد بن ملكشاه لشكرهاى فراوان جمع آورده به عزم محاربهء سلطان بركيارق از گنجه متوجّه گشت . اتّفاقا ، از قوّت طالع سلطان محمّد ، پيش از آنكه برادران به يكديگر برسند ، هرج‌ومرج به حال سلطان بركيارق راه يافت و وهنى عظيم در امور مملكت او ظاهر شد . منشأ اين امر آن بود كه چون مجد الملك قمى « 4 » ، كه ديوان إستيفاى سلطان بركيارق به او متعلّق مىبود ، بر تمامى ممالك محروسهء سلطان آنچنان استيلا يافته بود كه طرق منافع اركان دولت را بتمامها مسدود ساخته در وقتى كه رايات نصرت آيات سلطان بركيارق به قهستان عراق رسيد امرا و اركان دولت « 5 » متّفق شدند و به سلطان بركيارق پيغام دادند كه : اگر سلطان ما را در كار دارد

--> ( 1 ) . ق : سلطان محمّد و سنجر بن ملكشاه . ( 2 ) . مادر سلطان محمّد و سلطان سنجر « تاج الدّين خاتون سفريه » است و مادر سلطان بركيارق « زبيده » . سلطان محمّد ، سوّمين پسر سلطان ملكشاه است بعد از بركيارق و احمد ، كه اين دوّمى سه سال قبل از تولّد محمّد در سال چهار صد و هشتاد و يك در يازده سالگى فوت كرد . بعد از سلطان محمّد ، سنجر و محمود پسران ديگر سلطان ملكشاه بودند . ( 3 ) . از اضافات « ش » است . ( 4 ) . شمس الدّين ابو الفضل اسعد بن محمّد بن موسى مجد الملك براوستانى قمى مشيد الدّوله . در خصوص شرح احوال و عاقبت وى ؛ - وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى ، ص 109 به بعد . ( 5 ) . باسورث از قول بندارى ( زبدة النصر ، ص 89 ) و ظهير الدّين نيشابورى ( سلجوقنامه ، ص 38 ) و راوندى ( راحة الصّدور ، ص 146 ) آق بورى و زنگى را از جمله محرّكين امرا و اركان دولت بركيارق در دستگيرى و قتل -